و من در سوتی غریب گم شده ام

 

دلتنگی های آدمی را

باد ترانه ای می خواند

رویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه برفی

به اشکی نریخته می ماند

سکوت

سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات نا کرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت

حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو

و من...

شعر: مارگوت بیکل

ترجمه: احمد شاملو

 

 

 

تو این شبای سرد و تار؛ انگار ستاره یخ زده

آی آسمون! به من دیگه وعده ی فردا رو نده

 

 

 

 

الناز (یلدا)اسفندفرد
/ 0 نظر / 7 بازدید