و تو جاودانه می مانی

 

همه برگ و بهار

در سر انگشتان تست

هوای گسترده

در نقره انگشتانت می سوزد

و زلالی چشمه ساران

از باران و خورشید سیرآب می شود

زیباترین حرفت را بگو

شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن

و هراس مدار از آن که بگویند

ترانه بیهودگی نیست

چرا که عشق

حرفی بیهوده نیست..

بیشترین عشق جهان را به سوی تو می آورم

از معبر فریادها و حماسه ها

چرا که هیچ چیز در کنار من

از تو عظیم تر نبوده است...

شاملو

  

من از تنهایی می ترسم

تو این دنیای بی رحمی

منو یک لحظه باور کن

بگو حرفامو می فهمی

 

الناز (یلدا)اسفندفرد

وقتی گم شدی در مه...

به که بخشیدی...عمر ِ بی برگشت؟!

از من... سال ها دوری!...

عاقبت روزی...

باز خواهی گشت...

مونا برزویی

 

 

/ 0 نظر / 19 بازدید