بوسه های خدا

 

از روز دستبرد به باغ و بهار تو

دارم غنیمت از تو گلی یادگار تو

 

تقویم را معطل پاییز کرده است

در من مرور باغ همیشه بهار تو

 

فرهاد کو که کوه به شیرین رها کند

از یک نگاه کردن شوریده وار تو

 

کم کم به سنگ سرد سیه می شود بدل

خورشید هم نچرخد اگر در مدار تو

 

چشمی به تخت و پخت ندارم،مرا بس است

یک صندلی برای نشستن در کنار تو

 

حسین منزوی

 

 

دل به آغوش ِ سکوت که می دهم

صدای تو

آرام آرام مرا به سوی خویش می خواند

و قلبم

تپش های پی در پی خویش را از سر می گیرد

وقتی دست های تو

حکایتی از نوازش های سحر انگیز را

برایم معنا می کند.

دل به آغوش تو که می دهم

در میان تاریکی و خاموشی ِ شب

چشم هایت چون خورشیدی روبه رویم

شعله می کشد

و من

سوختن از هرم این شعله ها را

دوست دارم.

خورشید چشم هایت را

که ابر خواب می پوشاند

دنیایم شبیه کابوس

سرد و تاریک می شود

و صبح

تنها راه ِ گریزی ست

برای پایان این کابوس.

دل به عشق که می دهیم

زیباترین معجزه های خدا

سهم ما می شود

و خدا

عاشقانه ترین بوسه هایش را

میانمان تقسیم می کند...

 

الناز (یلدا)اسفندفرد

 

اگر تقدیرم تو را نداشت

تا ابد به روز میلادم

نفرین می کردم....

 

  • بچه تر که بودم روز تولدم را دوست نداشتم همیشه وسط خانه تکانی و خرید عید و هزار جور گرفتاری یه تولد الکی می گرفتن..گاهی هم جای هدیه پول می گرفتم که چقد متنفرم از این حرکت..تا پارسال هم تولدم برایم مهم نبود..یک سال گذشتن عمر دلیلی نداشت جشن گرفتنش..اما امسال..به خاطر بودنت توی تقدیرم خوشحالم..

 

  • قرار نبود اینجا را به روز کنم...دلم تنگ شد....ترانه باز با من قهر است..

 

 

  • زاغه نشین میلیونر را دوست داشتم! واقعا اسکارها حقش بودن..

 

  • جشنواره بزرگ ترانه سرایان " ترانه های سرزمین مادری" برای اطلاعات بیشتر اینجا رو کلیک کنید..

 

  • سال نو مبارک..

 

تو را نگاه می کنم! که خفته ای کنار من

پس از تمام اضطراب،عذاب و انتظار من

 

تو را نگاه می کنم، که دیدنی ترین تویی

و از تو حرف می زنم، که گفتنی ترین تویی...

 

/ 0 نظر / 95 بازدید