اون دوتا مست ِ چشات...

می‌دانم دلگیر می‌شوی
اما چه کنم
پاییز مرا می‌کشد
شیشه عطرش در جیب من مانده
و خودش رفته
تا تمام درخت‌ها را بیهوش کند
و بازگردد
فرصت نیست
تا برایت بگویم
برگ ریزان روح یعنی چه
و من چقدر از بوی پاییز را استشمام کرده‌ام
و …
فرصت نیست … پونه ندایی   وقتی فقط چشمای تو برای قلب ِ من بُته بهم بگو چرا دلت اینقده بی تفاوته   می خونم اسمتُ ولی بهت نمیرسه صدام اگه نباشم تا ابد یادت نمی افته کجام   از بس که دلتنگ ِ توام نمونده واسه من نفس تموم ِ این شهر،بعد ِ تو لحظه به لحظه خاطره س . . . . الناز (یلدا)اسفندفرد    

  • این روزها فقط به تو فکر می کنم. آنقدر با تو حرف میزنم که روبه رویم می بینمت و سر روی شانه هایت می گذارم، نفس هایت را میشمرم...هیچ میدانستی چرا گاهی بی هوا خیره میشدم به تو؟....آه...بگذار این راز میان ِ من و قلبم بماند...کاش میدانستی چقدر......آه....اینجا در این تاریکی بی تو، من مانده ام و بغضی که دائم نهیب میزند نبودنت را،و یادگاری هایی از جنس تو...لمس دستانت را می خواهم...شبیه آن تاریکی...وقتی گیسوان من،با رقص دستان تو معنا داشت...کاش میدانستی چقدر...کاش میدانستی چقدر دلم می خواهم پرت شوم به آن روزی که چشمانت مرا جادو کرد...و دنیایم زیر و رو شد ...و قلبی مرده زنده شد...من تو را خواستم در سخت ترین و دردناک ترین لحظه ی عمرم...تورا...و می خواهم تا ابد...تا ابد تو را....تورا...جادو کن مرا.....

 

  • قسمتی از یک ترانه ی جدیدم...در دلگیرترین روزهای تابستان...

 

  • ممنون از همه ی عزیزانی که توی این مدت تقریبا طولانی به وبلاگم سر زدند ..به زودی به همه ی وبلاگها سر میزنم...:)

 

  • به هم خیره شدیم،هم من و هم آن زن ،هر دو می دانستیم از یک دیاریم، من قلبم به شماره افتاد از هیجان دیدن یک هم وطن،می خواستم لبخندی بزنم که زن نگاهش را دزید و به سرعت از کنارم گذشت..انگار نه انگار که ما اهل دیاری هستیم که روزگاری سرزمین "مهربانی" و "دوست داشتن" بود..پیش از آنکه از ذهنمان پاک کنند "انسانیت" و "مهرورزی" چگونه نوشته می شود./الناز(یلدا)اسفندفرد

  • ای کاش یک باغ داشتم پر از گل های لیلیوم..تا دیگر هر روز برای مست شدن از عطرش مزاحم گلفروش نشوم...

   

  • " شب به شب ستاره ها را نگاه می کنی.اخترک من کوچک تر از آن است که بتوانم جایش را نشانت بدهم.اما چه بهتر.آن هم برای تو می شود یکی از ستاره ها.و آن وقت تو دوست داری همه ی ستاره ها را تماشا کنی.."/شازده کوچولو/آنتوان دوسنت اگزوپه ری/ احمد شاملو

    عاشقی پیداست از زاری ِ دل نیست بیماری چو بیماری ِ دل علت عشق ز علت ها جداست عشق اصطرلاب ِ اسرار ِ خداست گرچه تفسیر ِ زبان روشنگر است لیک عشق بی زبان روشن تر است مولانا

/ 48 نظر / 78 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضا خدايگان

بـا يـك سـرِ زيادي ، يــك دستْ پاي خسته امـشــب قــرار دارم بــا مـرتضـــاي خستــه ............ سونامي سخت ديگري در راه است ............ سلام دوست باراني . ماه در ماهِ مرتضا خدايگان به روز شد با يك غزل و چار رباعي. با افتخار دعوتيد به خآنش و نقد و نظر. [گل]

پناه

[گل]به روزم و منتظرت دوست خوب من

سیمین تیموری

سلام عزیزم.. خوبی؟! مرسی که سر زدی دلم براتون تنگ شده.. آپم بهم سر بزن.. منتظرتم.. بوس بوس بوووووووووووووووووووس[گل]

علی

سلام خیلی جالب بود مرسی به ما هم سر بزنین خوشحال میشم خداحافظ

یاسر قنبرلو

سلام هميشه شعر ها و ترانه هاي اغلب نصفه شما را مي خوانم و البته هميشه لذت مي برم چون گزيده است راستي من هم به روزم فرصا داشتيد بخوانيد خوشحال مي شوم ...

mansour tabatabayi

سلام دوست عزیز هوای دلتنگی به روز شد خوشحال میشم بیای. [گل][گل][گل]

اسفندیارپور

سلام و دورود بروز هستم و منتظر حضور شما[گل][گل] عشق در چشم ترم می پیچد روزهایی که تو از من دوری آسمان دور سرم می پیچد روزهایی که تو از من دوری

یاس کبود

خواهش می کنم به وبلاگم ما هم سری بزنید به ادرس www.tajbandegi.persianblog.ir

نازنین

مطالب زیبایی دارید خوشم اومد اگر ممکنه تو بلاگ من هم یه سری بزنید کمی منو تو نوشتن یاری بدهید با کمال تشکر

س ل م ا

سلام خوشحال میشم نظرتونو راجع به نوشته هام بدونم! مرسی