شهر مردگان

 

بر او ببخشایید!

بر او که در سراسر تابوتش

جریان سرخ ماه گذر دارد!

و عطرهای منقلب شب

خواب هزارساله ی اندامش را

آشفته می کنند...

فروغ فرخزاد

 

 

اینجا زمان صفره! اینجا همه مردن

یک شیشه تو هر دست! انگار که سم خوردن

 

نعش یکی تنهاس؛نعش یکی با زن

چند تا قدم مونده؛ از مرگ ِ من؛تا من؟

 

الناز (یلدا)اسفندفرد

/ 0 نظر / 14 بازدید