از خاطراتت ریسمانی ساختم

 

ما دو تن مغرور
هر دو از هم دور
وای در من تاب دوری نیست!!
ای خیالت من را نوازشبار
بیش از این در من صبوری نیست
بی تو من تنهای تنهایم

حمید مصدق

 

 

کنار عکس ِ تو ایستادم و باز

می خوام احساس کنم عاشقم هستی

ولی افسوس که تو از روز اول

به قلب ِ خسته ی من دل نبستی

 

 

 

 

الناز(یلدا) اسفندفرد

 

در چشم آفتاب، چو شبنم زیادی ام

چون زهر هرچه باشم، اگر کم زیادی ام

 

بیهوده نیست روی زمینم نهاده اند!

بارم که روی شانه ی عالم زیادی ام

 

با شور و شوق می رسم و طرد می شوم

موجم به هر طرف که بیایم زیادی ام

 

همچون نفس غریب ترین آمدن مراست

تا میرسم به سینه همان دم، زیادی ام...

فاضل نظری

 

این روزها حالم بده!

هم عاصی ام! هم گوشه گیر!

برگرد و بی گریه فقط ،

سیگار و از دستم بگیر

 

میثم یوسفی

 

/ 0 نظر / 11 بازدید