دلتنگ ِ دلتنگم

 

از بهار

تقویم می ماند

از من

استخوان هایی که تو را دوست داشتند...

 

الیاس علوی

 

 

تنها نشستم با خودم

یادم میاد آشفتگیت

من عاشقت بودم ولی

دیر اومدم به زندگیت

  

تنها نشستم با خودم

چشمامُ می بندم فقط

می بینم هر چی که یه عمر

من خاطره دارم ازت

 

بارون زد و دنیای من

آتیش گرفت هر ثانیه

کسی که با عکسای تو

می خوابه هر شب،اون کیه؟

.

.

.

.

الناز اسفندفرد

 

 

  • دست من نیست اگر هر ثانیه به تو فکر می کنم...اگر هر لحظه اسمت را زمزمه می کنم...دست من نیست، من روحم با توست، اگر چه خودم اندازه ی تمام ِاین شهر از تو دورم اما روحم پیش ِ توست...در خانه ات...در اتاقت...و آنقدر محو تماشایت هستم که یادم می رود زمان چگونه می گذرد...باور کن...دست من نیست که عاشقت شدم...

 

  • چند بند از یکی از ترانه های جدیدم بود...

 

  • و عقاب پرکشید از شهر کلاغ ها...و بهار سیاه شد...ناصر حجازی برام اسطوره ای بود که هیچ وقت باور نخواهم کرد رفتنش رو...

 

  • نمایشگاه کتاب امسال رو از دست دادم ...امیدوارم بتونم تا سال ِ آینده کتاب های خوبی بخونم...

 

  •  سایت هنرمندان پرشین بلاگ مصاحبه ای رو با من داشتند که می تونید از اینجا بخونید...کلیک کنید....

 

  •  بودن ِ تو دلیل تمام ِ نفس های من است، تا واژه ها را با عشقت بنویسم، تا روح ِ تمام ِ ترانه هایم شوی و عطرت تمام ِ زندگی ام را لبریز کند. تو هستی، در سطر به سطر ِ این صفحه ها ، از سال ها پیش، و با تو، وقتی به شانه های امنت تکیه داده ام، 6 سالگی کودکمان را نگاه می کنیم. بدان اگر نبودی، واژه ای نبود، احساسی نبود، یلدایی نبود...تا ابد بمان

 

 آرام، زیبا و با شکوه در کنار ِ تو، برای هیچکس شش ساله شد

 

  • عذر خواهی می کنم از دوستان عزیزی که دیر دعوتشون رو پاسخ دادم تا جایی که بی وقتی ام اجازه بده به تمام وبلاگ عزیزان سر میزنم و ممنونم که نوشته هام رو می خونید...

 

  • " شب ها صد بار به عکسش نگاه می کردم. زوم می کردم توی موهایش که فر بود، توی چین های دور چشمش، روی دندان هایش که سفیدی اش از وسط لب هایش دیده می شد. کامپیوتر را که خاموش می کردم چهره اش غیب می شد. چیزی د من به او عادت نمی کرد. با عجله بر می گشم کامپیوتر را روشن می کردم و دوباره به عکس نگاه می کردم. از آدم هایی بود که در طبیعی ترین حالت هم می دانند جلوی دوربین اند." / ماه کامل می شود/ فریبا وفی

 

 

 

 

قدم قدم فاصله تُ ازم بگیر

اشاره کن، فقط بهم بگو بمیر

اشاره کن به ثانیه، به لحظه ی اومدنت

به عطر خوب ِ بودنت، بوی تنت،بوی تنت...

 

/ 93 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام حیدری

کسی که گفت بمان... و کسی که گفت برو کسی که ماند، کسی که بدون حرفی رفت من اعتماد ندارم به اعتماد ِ خودم به آتشی که تو خاموش می کنی با نفت! با شعری جدید و لینک یادداشتم درباره ی فیلم تهران من حراج به روزم و منتظر شما

مجتبی علیمی

سلام خانوم اسفندفر... تولد وبلاگتونو تبریک میگم.ایشالا سالهای سال همینطور سلامت و موفق پیش برین و کارهاتون باز بشنویم. بارون زد و دنیای من آتیش گرفت هر ثانیه کسی که با عکسای تو می خوابه هر شب،اون کیه؟ ... لذت بردم. با - خیالاتی ! - به روزم و خوشحال میشم حتما نظرتون نقدتونو بخونم. ( کسی اینجا شبیه من / به احساس تو مومن نیس برام این زندگی حالا / بدون ِ عشق ممکن نیس .......) یاعلی[گل]

حسین فلاح

سلام پست مختر و دلنشینی بود مثل همیشه فعلا همین رو دارم بگم بعد از چند بار خوندن

سید مسعود حسینی

سلام شب پرسه اینبار « به سلامتی اونهایی که دوستمون دارند و نمی دونیم » و یک غزل دیگه از همون گذشته ها به روز شد منتظرم با نقد بیای و ... پس منتظرم[گل]

سها

سلام اینجاهم چراغی روشن است

ستارمنجزی

سلام. وب شما منو به یاد خیلی چیزا انداخت، وقتی بهار از آینه رد می شه بی تو تصویر من تکراری از پاییز و درده حس می کنم کولاک و سرمای زمستون دارو ندارو حسرتامو دوره کرده... ایدون باشید.

همایون احمدوند

چه بی خبر تولد وبلاگتون رو تبریک میگم امیدوارم صد ساله بشه.. مطالب و ترانه خوبی خوندم مثل همیشه سلام دوست شاعرم وبلاگ عصر شعر بزور...بروز شد 1: )سپید) تا می گوید هر کس بامش بیش برفش بیشتر... 2: ( غزل) پشت آن میله نفهمید نگهبان شده بود او که با میل خودش وارد زندان شده بود! منتظر دیدگاهتان هستم [گل]

نامی

سلام ترانه هایی که با فونت قرمز نوشته شده بودند بسیار زیبا و با احساس بودن خوندم و لذت بردم .من هم به روزم خوشحال میشم اگه وقت کردین بهم سر بزنین موفق و سربلند باشین نامی [گل]

شهرزاد

عاشق وبتم عاشق ترانه هاتم[گل][قلب][ماچ]